تيتر يک
اخبار روز
ارسال شده در 3 مرداد 1389 - ساعت 17:43 - 45 بازديد


قاتل پس از 6 سال با رضايت اولياي دم دست از فرار برداشت


قاتل فراري بعد از 6 سال زندگي مخفيانه، بعد از اعلام رضايت خانواده مقتول خودش را معرفي کرد.
فارس نوشت: ظهر 24 تير 82،‌ مأموران کلانتري در شرق تهران از وقوع يک فقره مرگ مشکوک در بيمارستان امام حسين با خبر شدند.
مأموران با حضور در بيمارستان و شنيدن اظهارات همراهان مقتول، متوجه شدند که مقتول به نام محمد، ساعاتي قبل با فردي که تعميرکار موتورسيکلت بوده است، درگير و مجروح شده است.
تحقيقات براي شناسايي متهم به قتل به نام حميد آغاز شد ولي مشخص شد وي بعد از اطلاع از مرگ محمد، به نقطه نامعلومي متواري شده است.
بعد از گذشت 6 سال از وقوع قتل،‌ خانواده متهم موفق به جلب رضايت اولياي‌دم شدند و متهم نيز سرانجام به تهران برگشت و خود را به پليس معرفي کرد.
بعد از اعتراف متهم به ارتکاب قتل، قرار مجرميت وي از سوي دادسراي جنايي تهران صادر و پرونده به دادگاه کيفري استان تهران ارجاع داده شد که امروز در شعبه 74 و به رياست محمدي‌کشکولي برگزار شد.
يکي از دوستان متهم که در صحنه درگيري حاضر بود، در تشريح حادثه گفت: روز حادثه به وسيله موتور من مقابل موتورسازي متهم رفتيم، که مقتول و دوستش به محض مشاهده متهم، شروع به فحاشي به او کردند.
وي ادامه داد: دوست محمد، به سمت حميد حمله کرد و با چاقو چند ضربه به او زد. محمد هم در حالي که لباس خود را در مي‌آورد، يک ميله آهني برداشت و عربده‌کشان به سمت حميد رفت. حميد هم يک لوله اگزوز برداشت و به سر محمد کوبيد.
وي افزود: حميد دوباره از سوي دوست محمد مورد حمله قرار گرفت و بي‌جان روي زمين افتاد. محمد که به خاطر ضربه به سرش گيج شده بود داخل جوي آب افتاد و ما او را به درمانگاه رسانديم. مسئولان درمانگاه بعد از معاينه محمد، با بيان اينکه خونريزي گوش او نشانه خوبي است از ما خواستند او را به خانه ببريم.
اين شاهد در ادامه اظهاراتش گفت: محمد را به خانه رسانديم ولي 2 ساعت بعد مادرش به من خبر داد که حال محمد وخيم است و او را به بيمارستان امام حسين برده‌اند. محمد 2 ساعت بعد در بيمارستان فوت کرد.
بعد از اظهارات شاهد حادثه، متهم در جايگاه قرار گرفت و در تشريح حادثه گفت: من از معتمدين محل بودم و يکي از جوانان محل که پدر نداشت از من خواست اختلافي که بين او و مقتول بود را حل کنم. من هم به مقتول پيغام دادم که طلب آن فرد را بپردازد تا مشکل به صورت مسالمت‌آميز حل شود.
وي ادامه داد: اما او که از ميانجيگري من عصباني شده بود، به همراه يکي از دوستانش به مغازه من آمد و با چاقو و ميله مرا مورد ضرب وشتم قرار دادند. من هم براي نجات خود، خواستم ضربه‌اي با لوله اگزوز به دستش بزنم تا چاقو را رها کند اما لوله به سرش برخورد کرد.
متهم در خصوص علت متواري شدن گفت: به شدت از اين واقعه ترسيده بودم و تصميم گرفتم خودم را پنهان کنم. به تعدادي از شهرهاي غربي رفتم و براي امرار معاش مجبور شدم چوپاني کنم. تا اينکه فهميدم خانواده‌ام رضايت اولياي‌دم را جلب کرده‌اند و خودم را معرفي کردم.
بعد از اظهارات متهم، قاضي محمدي کشکولي و مستشاران دادگاه وارد شور شدند و در نهايت متهم را به 10 سال حبس محکوم کردند.
حادثه
گزارش
از گوشه کنار جهان
تبليغات