حوادث

به‌روزترین و معتبرترین سایت و مجله خبری حوادث ایران و جهان
پوشش کامل اخبار حوادث از تمام خبرگزاری‌ها و پورتال‌های خبری

 طلاق
25 شهریور 1404 - 17:11

«اعتمادآنلاین» گزارش می‌دهد:

درخواست طلاق به خاطر کتک‌ها و فحاشی‌های شوهر

فرشته دو سال قبل ازدواج کرد و از شهری مرزی به تهران آمد. او حالا تصمیم به طلاق گرفته است.

فرشته دو سال قبل ازدواج کرد و از شهری مرزی به تهران آمد. او حالا تصمیم به طلاق گرفته است. فرشته برای اعتمادآنلاین از دلایلی که برای طلاق دارد، می‌گوید.

*چطور با همسرت آشنا شدی؟

ما خیلی سنتی ازدواج کردیم. مرتضی رگ و ریشه‌اش به شهر ما برمی‌گشت. چند باری به شهر ما آمده بود. آنجا آشنا شدیم و ازدواج کردیم.

*پس از قبل او را می‌شناختی؟

بله، می‌شناختم. وقتی پدر و مادرش از من خواستگاری کردند، قبول کردم. چون آنها خیلی آدم‌های موجهی بودند.

*چطور شد که به تهران آمدی؟

مرتضی در تهران زندگی می‌کرد. او بعد از دانشگاه در تهران مانده بود. البته پدرش به تهران مهاجرت کرده بود و مرتضی هم در تهران به دنیا آمد و بزرگ شد اما وقتی آنها به شهر خودمان برگشتند، مرتضی دیگر نیامد.

* چرا تصمیم به طلاق گرفتی؟

چون متوجه شدم مرتضی مردی نیست که بشود با او زندگی کرد. او من را کتک می‌زند. فحاشی می‌کند و شک کرده‌ام که مواد هم می‌کشد.

*چرا فکر می‌کنی مواد می‌کشد؟

چون مدت‌هاست که شب‌ها نمی‌خوابد. بعضی وقت‌ها خوب است، بعضی وقت‌ها بد.

*موضوع را به خانواده‌ات گفته‌ای؟

نگفتم، چون در فرهنگ خانواده من طلاق گرفتن خیلی کار بدی است. اگر بگویم خون به پا می‌شود.

*پس می‌خواهی چه کنی؟

با مرتضی توافق کردم جدا شوم و به خانواده‌ام چیزی نگوید، در عوض مهریه‌ام را ببخشم.

*چقدر مهریه داری؟

۱۴ سکه.

*به هر حال که خانواده‌ات متوجه می‌شوند.

من کارگر یک کافه هستم. آنجا کار می‌کنم و یک سوئیت هم اجاره کردم و زندگی می‌کنم. خانواده‌ام هم فعلاً به تهران نمی‌آیند. بجز آن هم راهی نیست که بفهمند.

*به هر حال ممکن است متوجه شوند!

بعد از جدایی مجبور به پذیرش هستند ولی می‌دانم حتی اگر خانواده‌ام بفهمند، حاضر نیستم با این مرد زندگی کنم.


برچسب‌ها
دادگاه خانواده
نظرات و دیدگاه‌ها
هیچ نظری برای این خبر ارسال نشده است؛
شما نفر اول باشید.
آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.
Captcha

جدیدترین خبرهای آسیب‌های اجتماعی