اعتمادآنلاین | ماهان مردی جوان است که به اتهام کیفقاپی بازداشت شده است. او حین فرار به دست پلیس دستگیر شد و بعد از بازجویی به چندین فقره کیفقاپی اعتراف کرد.
او حالا برای محاکمه به دادگاه منتقل شده است. ماهان درباره زندگیاش برای
سایت جنایی میگوید:
*چند سال داری؟29 سال.
*چه مدت است کیفقاپی میکنی؟چند سالی میشود.
*پس سابقه داری؟بله سابقه دارم.
*هر بار که بازداشت شدی زندان هم رفتهای، این مجازاتها برایت عبرت نشده؟زندان که برای من و امثال من عبرت نیست.
*پس چیست؟به هر حال هر کاری هزینهای دارد.
*چرا شغلی را انتخاب نمیکنی که هزینه زندان نداشته باشد؟کارهایی که من میتوانم انجام دهم درآمد پایینی دارد.
*کیفقاپی درآمد خوبی دارد؟بله.
*همسر و فرزند داری؟همسر ندارم اما دو پسر دارم.
*جدا شدهای؟بله. بچهها با مادرشان زندگی میکنند.
*چرا از همسرت جدا شدی؟به خاطر همین زندان رفتن و این چیزها زنم از من طلاق گرفت.
*تا کی میخواهی به این کار ادامه دهی؟کیفقاپی کاری نیست که زیاد ادامه داشته باشد. کمی که سنم بالا برود دیگر نمیتوانم با موتور ویراژ بدهم و فرار کنم، جسمم اجازه نمیدهد که این کار را بکنم.
*یعنی تا زمانی که جسمت اجازه دهد دزدی میکنی؟من هم باید خرج زندگیام را دربیاورم؛ حالا ایندفعه میخواهم سعی کنم ببینم چهکار میتوانم بکنم.
*چون سابقهدار هستی ممکن است مدت زندانی که دادگاه برایت در نظر میگیرد زیاد باشد.بله میدانم شامل عفو هم نمیشوم.
*در زندان چه میکنی؟کار خاصی نمیکنیم. با بچهها گعده میکنیم و دوست و آشنا پیدا میکنم.
*دنبال یاد گرفتن حرفهای نمیروی؟بعضی روزها به کارگاه میروم. کارهایی مثل سیمپیچی را بلد هستم. بقیه وقت را با رفقا میگذرانم.
*میدانی ممکن است چند سال زندان باشی؟فعلاً که چیزی نگفتهاند منتظر نظر قاضی هستم.
برچسبها
کیف قاپی
داستان زندگی
نظرات و دیدگاهها
هیچ نظری برای این خبر ارسال نشده است؛
شما نفر اول باشید.